گزارش

پترونت: پروژه خط‌لوله انتقال گاز ترکمنستان- افغانستان- پاکستان- هند (تاپی)، در 13 دسامبر سال 2015، احیاء شد. این خط‌لوله یک هزار و 814 کیلومتری که با هزینه‌ای بالغ‌ بر 10 میلیارد دلار احداث می‌شود، سالانه 33 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را- 5 میلیارد متر مکعب به افغانستان، 14 میلیارد متر مکعب به هر یک از کشورهای هند و پاکستان- انتقال خواهد داد.

هدف از احداث این خط‌لوله که راه ابریشم جدید نام گرفته است، افزایش هماهنگی منطقه‌ای بین آسیای مرکزی و آسیای جنوبی از طریق تجارت انرژی است. این پروژه به‌واسطه قراردادهای 30 ساله مربوط به آن، کشورهایی را به یکدیگر پیوند می‌دهد که روابط چندان حسنه‌ای با هم ندارند. اما با توجه به اهمیت خط‌لوله تاپی و گازی که در دسترس کشورهای مواجه با کمبود انرژی قرار می‌دهد، این کشورها باید امنیت آن را تأمین کنند و این امر می‌تواند ثبات و امنیت کل منطقه را بهبود بخشد.

اکنون با توجه به فراوانی عرضه در بازار انرژی، فرصت مناسبی برای کشورهایی نظیر هند و پاکستان، برای مشارکت در پروژه تاپی فراهم شده است؛ توافق هسته‌ای ایران با غرب نهایی شده و به این ترتیب، دریچه دیگری برای واردات انرژی (گاز طبیعی)، پیش‌روی کشورهای مصرف‌کننده گشوده شده که می‌توانند انرژی موردنیاز خود را حتی با قیمتی کمتر از گذشته، دریافت کنند. در حال‌حاضر، به‌دنبال افزایش تولید نفت شیل در ایالات متحده و مازاد عرضه موجود در بازار، قیمت‌های جهانی نفت وارد کانال 30 دلاری شده است. با عملیاتی‌شدن خط‌لوله تاپی، دولت‌های هند و پاکستان امنیت دسترسی خود به انرژی در بلندمدت را تأمین خواهند کرد و دولت افغانستان نیز به یک درآمد سالانه 500 میلیون دلاری می‌رسد.

با این وجود، اجرایی‌شدن پروژه تاپی، مسائل دیگری فراتر از انرژی و درآمد کشورهای مربوطه را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. در واقع، مراسم کلیدزنی این پروژه زمانی صورت گرفت که چین پروژه ساخت خط‌لوله قدرت سیبری 2 را آغاز کرد.

ماه مه سال 2014، زمان آغاز همکاری تاریخی دو قدرت برتر شرق یعنی روسیه و چین بود. شرکت گازپروم روسیه و شرکت ملی نفت چین، یک قرارداد 30 ساله 400 میلیارد دلاری را به‌امضا رساندند که بر اساس آن، روسیه سالانه 30 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را از طریق خط‌لوله قدرت سیبری 2 به چین صادر خواهد کرد. این رویداد حاکی از تلاش روس‌ها برای تنوع‌بخشی به بازار صادرات گاز طبیعی روسیه و گسترش آن تا فراسوی بازار اصلی این کشور یعنی اروپا، است. قرارداد مزبور زمانی منعقد شد که درپی بروز بحران اوکراین، ایالات متحده و اتحایه اروپا، تحریم‌هایی را علیه روسیه وضع کردند که اقتصاد این کشور را با مشکل مواجه ساخت. بنابراین، چین به‌عنوان مشتری جایگزین برای روسیه، بازاری مناسب را برای یک بازه زمانی 30 ساله در اختیار روس‌ها قرار داد؛ بازاری که می‌تواند تا درون مرزهای دیگر کشورهای آسیایی نیز گسترش یابد.

قرارداد مزبور برای چین نیز مزایای قابل‌توجهی را درپی دارد. در واقع، چینی‌ها اکنون علاوه‌بر تأمین انرژی مورد نیاز صنایع خود، می‌توانند توسعه پروژه‌های مربوط به بهره‌برداری از ذخایر شیل چین را که در شرایط اقتصادی فعلی این کشور باری روی دوش دولت بود، به زمان مناسبی در آینده موکول کنند.

به‌علاوه، از چشم‌انداز استراتژیک نیز روابط نزدیک‌تر چین و روسیه می‌تواند جایگاه ایالات متحده در آسیا را به‌چالش بکشد. با این وجود، بزرگ‌ترین مزیت این قرارداد برای کشورهای چین و روسیه این است که اکنون این دو کشور می‌توانند به‌عنوان رقبای ایالات متحده در شرایط اقتصادی دشوار، پشتیبان یکدیگر باشند. در واقع، دوران ضعف اقتصادی روسیه و چین، همیشه فرصتی برای ایالات متحده به‌منظور فشار وارد کردن بر دولت‌های این دو کشور برسر مسائل امنیتی و حقوق بشری بوده است.

با در نظر گرفتن موارد مذکور، پروژه تاپی می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای ایالات متحده جهت مقابله با ائتلاف انرژی روسیه و چین، محسوب شود.

علاوه‌بر این، دولت ایالات متحده خواهان آن است که با اجرایی‌شدن پروژه تاپی، وابستگی هند به گاز ایران کاهش یافته و امنیت انرژی هند به‌عنوان رقیب منطقه‌ای چین نیز تأمین شود.