لغتنامه

ذاتيت‌، جسميت‌، حالت‌ اساسي‌: Substantiality

ذاتي‌ بودن‌، جبلي‌ بودن‌، ماندگار بودن‌، چسبيدن‌: Inhere

ذاتي‌، اصلي‌، چسبنده‌: Inherent

ذاتي‌، جسمي‌، اساسي‌، مهم‌، محكم‌، قابل‌ توجه‌: Substantial

ذاتي‌، مادزادي‌: Connate

ذات‌، گوهر، ماهيت‌، خوي‌، افرينش‌، گونه‌، نوع‌، خاصيت‌ كشتيراني‌ كردن‌، هدايت‌ كردن‌ (هواپيماو غيره‌)، ط‌بيعت: Navigate

ذخيره: Reservation

ذخيره كردن: Reserve

ذخيره مديريت: management reserve

ميزان كل سرمايه و زمان‌بندي پروژه كه براي كنترل مديريت به منظور استفاده در مواقع غفلت، اقتضائات و خطاها در برآورد حفظ مي‌شود. ذخيره مديريت بخشي از مبناي سنجش عملكرد به شمار نمي‌آيد.

ذخيره مديريت: Management Reserve

ميزان کل سرمايه و زمان‌بندي پروژه که براي كنترل مديريت به منظور استفاده در مواقع غفلت، اقتضائات و خطاها در برآورد حفظ مي‌شود. ذخيره مديريت بخشي از مبناي سنجش عملكرد به شمار نمي‌آيد.ميزان بودجه تخصيص‌داده‌شده كه كنار گذاشته و تحت كنترل مديريت مالك است و هنوز به بخش‌هاي محدوده پروژه كه تحت كنترل مدير پروژه است تخصيص داده ‌نشده است.سهمي از بودجه پايه پيمان كه براي اهداف كنترل مديريت توسط پيمانكار براي پوشش مخارج پيش‌بيني نشده الزامات برنامه كنار گذاشته شده است. اين بودجه بخشي از مبناي سنجش عملكرد نيست. اصطلاح ديگر براي اين واژه، اقتضائات است.

ذخيره‌ بذركاشتني‌، (مج.) نيروي‌ ذخيره‌: Seed Stock

ذخيره‌ سازي‌، انبار كالا، مخزن‌: Storage

ذخيره‌، رزرو كردن‌ صندلي‌ يا اتاق‌ در مهمانخانه‌ و , غيره‌، كتمان‌، تقيه‌، شرط‌، قيد، استثناء، احتياط قط‌عه‌ زمين‌ اختصاصي‌ (براي‌ سرخ‌ پوستان‌ يامدرسه‌ و غيره‌),: Reservation

ذرات‌ ظ‌ريف‌ و ريزسيليسي‌ كه‌ از بقاياي‌ گمزادان‌ بدست‌ , مي‌ ايد: Diatomite

ذراع‌، مقياس‌ قديمي‌ ط‌ول‌ معادل‌ 81 تا 22 اينچ‌: Cubit

ذرت‌ بو داده‌، چس‌ فيل‌: Popcorn

ذرت‌ پوست‌ كنده‌ با دانه‌ هاي‌ متحد الشكل‌: Hominy Grits

ذرت‌ پوست‌ كنده‌ كه‌ با اب‌ جوش‌ يا شير پخته‌ شده‌ باشد: Hominy

ذره‌ بيني‌، ريز بيني‌: Microscopy

ذره‌ بين‌: Magnifying Glass

ذره‌ بين‌، عدسي‌ محدب‌ ياايينه‌ مقعر، عينك‌ جوشكاري‌: Burning Glass

ذره‌ بين‌، عدسي‌، بشكل‌ عدسي‌ در اوردن‌: Lens

ذره‌ توازن‌: Parity Bit

ذره‌ حفاظ‌تي‌: Protect Bit

ذره‌ ذره‌ پول‌ خرج‌ كردن‌، بالئامت‌ خرج‌ كردن‌: Penny Pinch

ذره‌ علامت‌ نما: Sign Bit

ذره‌ كوچكي‌ در مركز جاذبه‌، ميان‌ دانه‌: Centriole

ذره‌ كوچك‌، قط‌ره‌ كوچك‌، گلبول‌، كره‌ كوچك‌، قط‌ره‌، لكه‌: Glob

ذره‌ مقابله‌اي‌: Check Bit

ذره‌ پرچم‌: Flag Git

ذره‌، اتم‌، جزء بي‌ نهايت‌ كوچك‌، هرم‌ ناقص‌، مخروط‌ ناقص‌: Frustum

ذره‌، اتم‌، خرده‌: Haet

ذره‌، خرده‌، تكه‌، هيچ‌، ابدا، اندك‌: Whit

ذره‌، خرده‌، نقط‌ه‌، همزه‌: Tittle

ذره‌، رقم‌ دودويي‌: Bigitbinary Digit

ذره‌، رقم‌ دودويي‌: Binary Digit bit

ذره‌، رقم‌ دودويي‌: Bit

ذره‌ء اغاز نما: Start Bit

ذره‌ء ايست‌ نما: Stop Bit

ذره‌بين‌ الكتروني‌: Electron Microscope

ذغال‌ خالص‌، كربن‌، الماس‌ بيفروغ‌: Carbon

ذغال‌ دار، ذغال‌ خيز: Carboniferous

ذغال‌ ساختن‌، باذغال‌ پوشاندن‌ ياتركيب‌ كردن‌: Carbonize

ذغال‌ سنگ‌ خشك‌ و خالص‌، انتراسيت‌: Anthracite

ذغال‌ سنگ‌ قيردار: Soft Coal

ذغال‌ سنگ‌، كشتي‌، ذغال‌ گيري‌: Collier

ذغال‌ فروشي‌ كان‌ ذغال‌ سنگ‌(ياساختمان‌ وابسته‌ به‌ان‌)، تجارت‌ ذغال: Colliery

ذغال‌ قهوه‌اي‌، (مع.) نوعي‌ ذغال‌ سنگ‌، ذغال‌ سنگ‌ چوب‌ نما,: Lignite

ذكر كردن‌، اتخاذ سند كردن‌، گفتن‌: Cite

ذكر كردن‌، بط‌ور سريع‌ وردخواندن‌، تند تند حرف‌ زدن لهجه‌ محلي‌: Patter

ذكر كننده‌: Mentioner

ذكر پرستي‌، پرستش‌ كير: Phallicism

ذليل‌ كردن‌، ستم‌ كردن‌ بر، كوفتن‌، تعدي‌ كردن‌، درمضيقه‌ , قرار دادن‌، پريشان‌ كردن‌: Oppress

ذهني‌: Subjective

ذهن‌، قوه‌ ذهني‌، روحيه‌، ط‌رز فكر، انديشه‌: Mentality

ذواليمينين‌: Ambidextrous

ذوب‌ اهن‌ در كوره‌ رو باز و تبديل‌ ان‌ بفولاد: Open Hearth Process

ذوب‌ فلزات‌ بوسيله‌ برق‌: Electrometallurgy

ذوب‌، گداختگي‌، اميزش‌: Fusion

ذوذنقه‌، ذوذنقه‌ وار: Trapezoid

ذوزنقه‌: Trapezoid

ذوزنقه‌اي‌: Trapezoidal

ذوق‌ هنرپيشگي‌، استعداد هنرهاي‌ زيبا يا فنون‌: Virtuosity

ذوق‌، حرارت‌، استعداد، زنده‌ دلي‌، سبك‌ روحي‌: Verve

ذوق‌، درك‌، احساس‌، مزه‌، ط‌عم‌، لذت‌: Gusto

ذوق‌، عامي‌، شخص‌ فرومايه‌ و پست‌ گياه‌ زميني‌، ماهي‌ ته‌ دريا، خواننده‌ ياتماشاچي‌ بي‌ ,: Groundling

ذيحق‌، محق‌، مشروع‌، حقيقي‌، داراي‌ استحقاق‌: Rightful

ذيل‌ نامه‌، يادداشت‌ الحاقي‌ اخر نامه‌ يا كتاب‌، ضميمه‌ , كتاب‌ (مخفف‌ ان‌.S.P است‌): Postscript

ذينفعان: stakeholders

ذي‌ حساب‌، حسابدار: Accountant

ذي‌نفع: stakeholder

هر فرد، گروه يا سازماني كه تحت تأثير پروژه است يا مي‌تواند بر پروژه تأثير گذارد. ذي‌نفعان، به غير از كاربران، معمولاً محدوديت‌هايي براي الزامات پروژه ‌ايجاد مي‌كنند.

ذي‌نفع: Stakeholder

هر فرد، گروه يا سازماني كه تحت تأثير پروژه است يا مي‌تواند بر پروژه تأثير گذارد. ذي‌نفعان، به غير از كاربران، معمولاً محدوديت‌هايي براي الزامات پروژه ‌ايجاد مي‌كنند.فرد يا گروهي از افراد يا سازمان‌ها كه علايق مشتركي دارند. معمولاُ ذي‌نفعان هر سازمان شامل مشتريان، مالكان، كاركنان، خانواده‌هاي كاركنان، تامين‌كنندگان، مديريت و جامعه مي‌باشند. گاهي ‌اوقات ذي‌نفعان را شرکاي سود يا بخش‌هاي ذي‌نفع نيز مي‌نامند.

ذي‌نفع پروژه: project stakeholder

فرد يا گروهي كه در پروژه مشاركت داشته يا بر فعاليت‌هاي آن اثرگذار بوده (مثلا در پروژه سهم دارند) و اگر نيازهايشان برآورده نشود مي‌توانند عليه پروژه اقدام كنند.

ذي‌نفع پروژه: Project Stakeholder

فرد يا گروهي كه در پروژه مشاركت داشته يا بر فعاليت‌هاي آن اثرگذار بوده (مثلا در پروژه سهم دارند) و اگر نيازهايشان برآورده نشود مي‌توانند عليه پروژه اقدام كنند.