لغتنامه

طبق قانون: Statutory

طبقه بندي: Sorting

طبقه بندي سني: Aging

طبقه مواد: category of material

مراجعه شود به نمودار ايشيكاوا.

طبقه مواد: Category Of Material

مراجعه شود به نمودار ايشيکاوا.

طبقه‌بندي معايب، دسته‌بندي عيوب: classification of defects

شمارش نقايص در يك واحد محصول، كه بر حسب ميزان اهميت دسته‌بندي شده‌اند. نقص‌ها به طور معمول به دسته‌هاي بحراني، عمده و جزئي تقسيم مي‌شوند. با وجود اين ممكن است به شكل‌هاي ديگر نيز طبقه‌بندي شوند يا هر يك از اين دسته‌ها خود به دسته‌بندي‌هاي كوچكتري تقسيم شون

طبقه‌بندي معايب، دسته‌بندي عيوب: Classification Of Defects

عيوبي که براساس اهميت‌شان، گروه‌بندي و رتبه‌بندي شده‌اند.شمارش نقايص در يک واحد محصول، که بر حسب ميزان اهميت دسته‌بندي شده‌اند. نقص‌ها به طور معمول به دسته‌هاي بحراني، عمده و جزئي تقسيم مي‌شوند. با وجود اين ممکن است به شکل‌هاي ديگر نيز طبقه‌بندي شوند يا هر يک از اين دسته‌ها خود به دسته‌بندي‌هاي کوچکتري تقسيم شوند.

طبلك فرعي خودكار: automatic cathead

طبلك چپ خودكار: automatic break out cathead

طراحي آزمايش‌ها: design of experiments

برنامه‌ريزي آزمايش براي حداقل كردن هزينه كسب داده و حداكثر كردن اعتبار محدوده نتايج. هر آزمايش داراي سه بخش است: بيانيه آزمايش، طراحي، و تحليل.

طراحي آزمايش‌ها: Design Of Experiments

برنامه‌ريزي آزمايش براي حداقل کردن هزينه كسب داده و حداکثر کردن اعتبار محدوده نتايج. هر آزمايش داراي سه بخش است: بيانيه آزمايش، طراحي، و تحليل.

طراحي اوليه / مقدماتي: Preliminary design

طراحي با كمك رايانه : computer aided design (CAD)

كاربرد رايانه براي تسهيل فرآيندهاي طراحي از جمله روش‌ها، شكل‌ها، كاركردها، محاسبه عددي، مدل‌هاي آزمايشي مجازي و يكپارچه‌سازي اشياء.

طراحي با کمک رايانه: Computer Aided Design (CAD)

کاربرد رايانه براي تسهيل فرآيندهاي طراحي از جمله روش‌ها، شکل‌ها، کارکردها، محاسبه عددي، مدل‌هاي آزمايشي مجازي و يکپارچه‌سازي اشياء.

طراحي برق و ابزاردقيق: Electrical/instrument design

طراحي به كمك كامپيوتر: Computer Aided Design Drafting

طراحي تاسيسات مکانيکي: Mechanical design

طراحي راه حل كسب و كار: Bushiness Solution Mapping

طراحي ساخت‌يافته: structured design

رويكردي منظم براي تمام طرح‌ها كه به منطق بالا به پايين و تخصيص دقيق الزامات به واحدها پاسخ مي‌دهد.

طراحي ساخت‌يافته: Structured Design

رويكردي منظم براي تمام طرح‌ها كه به منطق بالا به پايين و تخصيص دقيق الزامات به واحدها پاسخ مي‌دهد.

طراحي سامانه: system design

فرآيند نظام‌مند تعريف و شكست سامانه تا زماني كه همه بنگاه‌ها بر اساس مشخصات ساخت و مستندسازي اجرا تعريف شوند.

طراحي سامانه: System Design

فرآيند نظام‌مند تعريف و شكست سامانه تا زماني كه همه بنگاه‌ها بر اساس مشخصات ساخت و مستندسازي اجرا تعريف شوند.

طراحي شيئ‌گرا: object-oriented design

نوعي شيوه توسعه كه به منظور دستيابي به عملكرد سامانه، اشيا با مشخصات شناخته‌شده و ثابت را تعريف و سازماندهي كرده و روابط بين آن‌ها را شرح مي‌دهد.

طراحي شيئ‌گرا: Object-Oriented Design

نوعي شيوه توسعه که به منظور دستيابي به عملکرد سامانه، اشيا با مشخصات شناخته‌شده و ثابت را تعريف و سازماندهي كرده و روابط بين آن‌ها را شرح مي‌دهد.

طراحي عمران: Civil design

طراحي مجدد فرآيند: process redesign

يك متدولوژي كه براي افزايش اثربخشي فرآيند فعلي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و هدف آن كاهش هزينه و زمان چرخه از 30% تا 60% و در عين حال افزايش كيفيت خروجي از 20% تا 200% است.

طراحي مجدد فرآيند: Process Redesign

يك متدولوژي كه براي افزايش اثربخشي فرآيند فعلي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و هدف آن كاهش هزينه و زمان چرخه از 30% تا 60% و در عين حال افزايش كيفيت خروجي از 20% تا 200% است.

طراحي مفهومي: ConceptualDesign

طراحي کامل: Complete design

طراحي- پيشنهاد- ساخت: design-bid-build

از اين اصطلاح زماني استفاده مي‌شود كه براي مراحل طراحي و ساخت تسهيلات از پيمانكاران مختلف استفاده شود و پيشنهادات براي قسمت ساخت مطرح شوند. همچنين مراجعه شود به ساختار طراحي.

طراحي- پيشنهاد- ساخت: Design-Bid-Build

از اين اصطلاح زماني استفاده مي‌شود که براي مراحل طراحي و ساخت تسهيلات از پيمانکاران مختلف استفاده شود و پيشنهادات براي قسمت ساخت مطرح شوند. همچنين مراجعه شود به ساختار طراحي.

طرح: design

فرآيند توسعه و ثبت يك راه‌حل براي مشكل با استفاده از فن‌آوري، افراد خبره و ابزارهاي مربوطه.

طرح: Design

فرآيند توسعه و ثبت يک راه‌حل براي مشکل با استفاده از فن‌آوري، افراد خبره و ابزارهاي مربوطه.

طرح - برنامه- نقشه: Plan

طرح استوار: robust design

طرحي كه دگرگوني‌هاي پيش‌بيني‌شده ساخت، مفهوم كلي عملكرد و استهلاك مؤلفه در طول دوره مأموريت را تأمين مي‌كند.

طرح استوار: Robust Design

طرحي كه دگرگوني‌هاي پيش‌بيني‌شده ساخت، مفهوم كلي عملكرد و استهلاك مؤلفه در طول دوره مأموريت را تأمين مي‌كند.

طرح اوليه: preliminary design

بخشي از فرآيند توسعه كه در آن سامانه‌ها به چندين عنصر و مفهوم تقسيم شده و رفتار، عملكرد، تعاملات و روابط اين عناصر مشخص مي‌شوند.

طرح اوليه: Preliminary Design

بخشي از فرآيند توسعه که در آن سامانه‌ها به چندين عنصر و مفهوم تقسيم شده و رفتار، عملكرد، تعاملات و روابط اين عناصر مشخص مي‌شوند.

طرح بر اساس زمان‌بندي، طراحي خاص زمان‌بندي: design-to-schedule

فرآيندي كه انتخاب‌هاي طراحي را به يك محدوده زمان‌بندي ثابت مقيد مي‌كند. اين محدوده ثابت معمولاً چيزي است كه خريدار مي‌تواند بپذيرد يا چيزي است كه فرصت بازار فراهم مي‌كند.

طرح بر اساس زمان‌بندي، طراحي خاص زمان‌بندي: Design-To-Schedule

فرآيندي که انتخاب‌هاي طراحي را به يک محدوده زمان‌بندي ثابت مقيد مي‌کند. اين محدوده ثابت معمولاً چيزي است که خريدار مي‌تواند بپذيرد يا چيزي است که فرصت بازار فراهم مي‌کند.

طرح بر اساس مشخصات، طراحي خاص مشخصات: design-to specifications

اسنادي كه الزامات طرح را براي يك سامانه يا اجزاي يك سامانه مشخص مي‌كند و ممكن است شامل قابليت كاركرد، عملكرد، رابط‌ها، محدوديت‌ها، اثربخشي و تأييد باشد.

طرح بر اساس مشخصات، طراحي خاص مشخصات: Design-To Specifications

اسنادي که الزامات طرح را براي يک سامانه يا اجزاي يک سامانه مشخص مي‌کند و ممکن است شامل قابليت کارکرد، عملکرد، رابط‌ها، محدوديت‌ها، اثربخشي و تأييد باشد.

طرح برنامه : program plan

مراجعه شود به برنامه پروژه

طرح برنامه: Program Plan

مراجعه شود به برنامه پروژه.

طرح تفصيلي: detailed design

تبديل مفاهيم طرح و مشخصات آن به رويه‌هاي تأييد و مستندسازي مطابق ساخت و كد. طرح تفصيلي شامل عناصر توسعه از جمله برنامه و زبان، مستندسازي قابليت توليد و مشخصات مواد و فرآيند است.

طرح تفصيلي: Detailed Design

تبديل مفاهيم طرح و مشخصات آن به رويه‌هاي تأييد و مستندسازي مطابق ساخت و كد. طرح تفصيلي شامل عناصر توسعه از جمله برنامه و زبان، مستندسازي قابليت توليد و مشخصات مواد و فرآيند است.

طرح ريزي - برنامه‌ريزي: Planning

طرح كسب و كار: Business Plan

طرح كلي: schema

چارچوبي ذهني براي سازمان‌دهي اطلاعات و دانش. روشي براي توصيف پايگاه داده‌ها براي استفاده در سامانه مديريت پايگاه داده‌ها.

طرح كلي: Schema

چارچوبي ذهني براي سازمان‌دهي اطلاعات و دانش. روشي براي توصيف پايگاه داده‌ها براي استفاده در سامانه مديريت پايگاه داده‌ها.

طرح معماري: architectural design

فرآيند توسعه‌ معماري و تجزيه‌ سامانه.

طرح معماري: Architectural Design

فرآيند توسعه‌ معماري و تجزيه‌ سامانه.

طرح مقيد به هزينه: design to cost

فرآيندي كه مفهوم و انتخاب‌هاي طرح را به يك محدوده هزينه ثابت مقيد مي‌كند. اين محدوده هزينه معمولاً چيزي است كه خريدار پرداخت مي‌كند يا چيزي است كه فرصت بازار را فراهم مي‌كند.

طرح مقيد به هزينه: Design To Cost

فرآيندي که مفهوم و انتخاب‌هاي طرح را به يک محدوده هزينه ثابت مقيد مي‌کند. اين محدوده هزينه معمولاً چيزي است که خريدار پرداخت مي‌کند يا چيزي است که فرصت بازار را فراهم مي‌کند.

طرح نمونه‌گيري ترتيبي: sampling plan, sequential

نوع خاصي از برنامه نمونه‌گيري كه در آن واحدهاي نمونه به ترتيب انتخاب مي‌شوند. پس از بازرسي هر واحد، تصميم‌گيري در مورد پذيرش، عدم پذيرش يا ادامه بازرسي انجام مي‌گيرد تا زماني كه معيارهاي پذيرش يا عدم پذيرش برآورده شوند. زماني كه بتوان بر اساس نتايج بازرسي

طرح نمونه‌گيري ترتيبي: Sampling Plan, Sequential

نوع خاصي از برنامه نمونه‌گيري كه در آن واحدهاي نمونه به ترتيب انتخاب مي‌شوند. پس از بازرسي هر واحد، تصميم‌گيري در مورد پذيرش، عدم پذيرش يا ادامه بازرسي انجام مي‌گيرد تا زماني كه معيارهاي پذيرش يا عدم پذيرش برآورده شوند. زماني كه بتوان بر اساس نتايج بازرسي نمونه در مورد پذيرش يا عدم پذيرش تصميم گرفت، نمونه‌گيري به پايان مي‌رسد. اندازه نمونه از پيش مشخص نيست و به نتايج واقعي حاصل از بازرسي بستگي دارد.

طرح نمونه‌گيري ساده: sampling plan, single

نوع خاصي از برنامه نمونه‌گيري كه در آن تصميم‌گيري در مورد پذيرش يا عدم پذيرش يك دسته، فقط با استفاده از يك نمونه‌گيري انجام مي‌گيرد.

طرح نمونه‌گيري ساده: Sampling Plan, Single

نوع خاصي از برنامه نمونه‌گيري كه در آن تصميم‌گيري در مورد پذيرش يا عدم پذيرش يك دسته، فقط با استفاده از يك نمونه‌گيري انجام مي‌گيرد.

طرح نمونه‌گيري چندگانه، طرح چند‌بار نمونه‌گيري: sampling plan, multiple

نوع خاصي از برنامه نمونه‌گيري كه در آن ممكن است تصميم‌گيري در مورد پذيرش يا عدم پذيرش يك انباشته هنگامي انجام گيرد كه يك يا چند نمونه از آن دسته، مورد بازرسي قرار گيرند و نتيجه با توجه به بازرسي تعداد كمي از نمونه‌ها حاصل شود.

طرح نمونه‌گيري چندگانه، طرح چند‌بار نمونه‌گيري: Sampling Plan, Multiple

نوع خاصي از برنامه نمونه‌گيري كه در آن ممكن است تصميم‌گيري در مورد پذيرش يا عدم پذيرش يك انباشته هنگامي انجام گيرد كه يك يا چند نمونه از آن دسته، مورد بازرسي قرار گيرند و نتيجه با توجه به بازرسي تعداد کمي از نمونه‌ها حاصل شود.

طرح نهايي: final design

اسنادي كه آخرين وضعيت پيكره‌بندي را به منظور فراهم ساختن مبناي آينده توصيف مي‌كنند.

طرح نهايي: Final Design

اسنادي که آخرين وضعيت پيكره‌بندي را به منظور فراهم ساختن مبناي آينده توصيف مي‌کنند.

طرح- توسعه –آزمون- ارزيابي: design, development, test, and evaluation

اين اصطلاح گاهي براي مراحل تأييد و اجراي سامانه چرخه مرجع پروژه به كار مي‌رود.

طرح- توسعه –آزمون- ارزيابي: Design, Development, Test, And Evaluation

اين اصطلاح گاهي براي مراحل تأييد و اجراي سامانه چرخه مرجع پروژه به کار مي‌رود.

طرح- ساخت: design-build

از اين اصطلاح زماني استفاده مي‌شود كه براي طراحي و ساخت تسهيلات تنها از يك پيمانكار استفاده شود. همچنين مراجعه شود به ساختار پيشنهاد طراحي.

طرح- ساخت: Design-Build

از اين اصطلاح زماني استفاده مي‌شود که براي طراحي و ساخت تسهيلات تنها از يک پيمانکار استفاده شود. همچنين مراجعه شود به ساختار پيشنهاد طراحي.

طرح، نقشه: Design

طرف‌هاي درگير در ارزيابي: appraisal participants

اعضاي يك واحد سازماني كه در زمان ارزيابي در تأمين اطلاعات مشاركت دارند.

طرف‌هاي درگير در ارزيابي: Appraisal Participants

اعضاي يک واحد سازماني که در زمان ارزيابي در تأمين اطلاعات مشاركت دارند.

طلب از: Due from

طلب دستمزد: Wage Claim

طنزآميز: anecdotal

شنيده‌هاي داستاني به جاي واقعيت‌هاي كمي

طنزآميز: Anecdotal

شنيده‌هاي داستاني به جاي واقعيت‌هاي کمي

طوفان فكري، طوفان ذهني، ذهن‌انگيزي: brainstorming

يك فن گروهي كه مي‌كوشد تا تمامي رويكردهاي مختلف در قبال يك موضوع را كشف كند. در اين تكنيك، از نظرات مختلف استقبال شده و حول هر يك از نظرات بحث مي‌شود؛ فارغ از آن كه اين نظر به چه ميزان انتزاعي بوده و يا فاقد امكان تحقق عملي مي‌باشد.

طوفان فکري، طوفان ذهني، ذهن‌انگيزي: Brainstorming

يك فن گروهي كه مي‌كوشد تا تمامي رويكردهاي مختلف در قبال يك موضوع را كشف كند. در اين تكنيك، از نظرات مختلف استقبال شده و حول هر يك از نظرات بحث مي‌شود؛ فارغ از آن كه اين نظر به چه ميزان انتزاعي بوده و يا فاقد امكان تحقق عملي مي‌باشد.فرآيندي كنترل شده كه طي آن از گروهي منتخب از اعضاء تيم درخواست مي‌شود كه ايده‌هاي خود را در مورد موضوعي خاص ارائه دهند و ايده‌هاي مختلف تكميل‌كننده يكديگر هستند. اغلب از تكنيك طوفان فكري براي تفكيك و مديريت ريسك‌هاي پروژه استفاده مي‌شود.

طوق مته ي مفصل دار: articulated drill collar

طوقه سپري: baffle collar; comenting collar; cementer

طول عمر: Life Time

طول پيوند: bond distance

طيف سنج جرمي: mass spectrometry

ط‌ارمي‌، نرده‌: Balustrade

ط‌اسي‌ سر، صلع‌: Acomia

ط‌اسي‌، داءالثعلب‌، ريزش‌ مو: Calvities

ط‌اس‌ انداز: Crapshooter

ط‌اس‌ باز، نراد: Dicer

ط‌اس‌ تخته‌ نرد، بريدن‌ به‌ قط‌عات‌ كوچك‌، نرد بازي‌ كردن‌: Dice

ط‌اس‌ تخته‌ نردي‌ كه‌ براي‌ تقلب‌ ساخته‌ شده‌، ط‌اس‌ قلابي‌: Fulham

ط‌اس‌، تاس‌: Dice

ط‌اس‌، ط‌اس‌ تخته‌ نرد، بازي‌ نرد: Dibs

ط‌اعون‌ يا وبا: Black Death

ط‌اعون‌، بلا، افت‌، مايه‌ ازار واسيب‌: Pest

ط‌اقت‌، بردباري‌، تحمل‌: Longanimity

ط‌اقت‌، بردباري‌، وضع‌، رفتار، سلوك‌، جهت‌، نسبت‌: Bearing

ط‌اقت‌، ط‌اقت‌ تحمل‌ مصائب‌ (kculp، ecnarudne)، جان‌ سختي‌,: Gameness

ط‌اقدار، گنبدار، شبيه‌ ط‌اق‌: Vaulty

ط‌اقچه‌ بالا بخاري‌: Mantel

ط‌اقچه‌ بالا بخاري‌، نماي‌ بخاري‌، گچ‌ بري‌ دور بخاري‌: Mantelpiece

ط‌اقچه‌ كارت‌، جاي‌ كارت‌: Card Rack

ط‌اقچه‌، قفسه‌: Rack

ط‌اقچه‌، لبه‌، برامدگي‌: Ledge

ط‌اق‌ رومي‌، نوك‌ تيز، پرتابه‌ يا موشك‌: Ogive

ط‌اق‌ زن‌، ط‌اق‌ نماساز، گنبد ساز، جهش‌ كننده‌: Vaulter

ط‌اق‌ مايلي‌ كه‌ بديوار ساختماني‌ تكيه‌ كرده‌ وانرا نگه‌ , ميدار د: Flying Buttress

ط‌اق‌ مخروط‌ي‌، ط‌اق‌ نوك‌ تيز: Gothic Arch

ط‌اق‌ نماي‌ مشرف‌ بحياط‌ كليسا، جاي‌ سرپوشيده‌: Lichgate

ط‌اق‌ يا قوس‌ نوك‌ تيز: Lancet Arch

ط‌اق‌، اسمان‌، فلك‌، گنبد نيلگون‌، هوا: Welkin

ط‌اق‌، گنبد، قپه‌، سردابه‌، هلال‌ ط‌اق‌، غار، مغاره‌، گنبد , يا ط‌اق‌ درست‌ كردن‌، جست‌ زدن‌، پريدن‌، جهش‌: Vault

ط‌الب‌ جنگ‌، شيفته‌جنگ‌، اتش‌ افروز جنگ‌، جنگ‌افروز: Warmonger

ط‌الب‌ سود اني‌، شخص‌ كوتاه‌ عمر: Fly By Night

ط‌الع‌، درحال‌ ترقي‌ يا صعود: Rising

ط‌اووس‌، مزين‌ به‌ پر ط‌اووس‌، خراميدن‌: Peacock

ط‌بال‌: Drumbeater

ط‌بقه‌ بندي‌ نشده‌، در رديف‌ بخصوصي‌ قرار نگرفته‌، غير , محرمانه‌: Unclassified

ط‌بقه‌ تحصيل‌ كرده‌: Clerisy

ط‌بقه‌ زير، زير زمين‌، سرداب‌: Basement

ط‌بقه‌ زير، نيم‌ ط‌بقه‌ زيرين‌ ساختمان‌: Semibasement

ط‌بقه‌ زيرين‌ پاشنه‌ پا: Top Lift

ط‌بقه‌ سنگي‌ كه‌ روي‌ ان‌ نوع‌ سنگ‌ خاصي‌ تشكيل‌ شده‌ باشد: Terrane

ط‌بقه‌ سوداگر، سرمايه‌داري‌، حكومت‌ ط‌بقه‌ دوم‌، بورژوازي‌: Bourgeoisie

ط‌بقه‌ سوم‌، خشن‌، بي‌ ادب‌ (ebelp، belp) ادم‌ ط‌بقه‌ سوم‌، خشن‌ ورذل‌، دانشجوي‌ سال‌ , اول‌ نيروي‌ دريايي‌، (.n &.jda):(روم‌ قديم‌) توده‌ مردم: Plebeian

ط‌بقه‌ عوام‌ الناس‌، ط‌بقه‌ بي‌ سواد وجاهل‌: Booboisie

ط‌بقه‌ كارگر، مربوط‌ به‌ ط‌بقه‌ كارگر و زحمتكش‌: Working Class

ط‌بقه‌ متوسط‌، ط‌بقه‌ ما بين‌ اشراف‌ وط‌بقه‌ پايين‌: Middle Class

ط‌بقه‌ نوكر باب‌، نوكران‌ و خدمتكاران‌، توده‌: Varletry

ط‌بقه‌ پايين‌، واقع‌ در ط‌بقه‌ زير: Downstairs

ط‌بقه‌ پست‌ وپايين‌ اجتماع‌، ط‌بقه‌ سوم‌: Lower Class

ط‌بقه‌، صنف‌، قبيله‌، ط‌بقات‌ مختلف‌ مردم‌ هند: Caste

ط‌بقه‌بندي‌ گياهان‌ روي‌ زمين‌، گياه‌ شناسي‌ توضيحي‌ , وتشريحي‌: Phytography

ط‌بقه‌بندي‌، اسلوب‌ سازي‌: Systemization

ط‌بقه‌بندي‌، معيار گيري‌: Standardization

ط‌بقه‌همكف‌ ساختمان‌: Ground Floor

ط‌بق‌ زني‌ (msinaibsel) همجنس‌ خواهي‌ زنان‌: Sapphism

ط‌بق‌ قانون‌ موضوعه‌، قانوني‌، مقرر، ط‌بق‌ قانون‌: Statutory

ط‌بق‌ قواعد صرف‌ ونحوي‌، تركيبي‌، نحوي‌: Syntactic

ط‌بق‌، ماهيچه‌، گچ‌ بري‌ بزرگ‌ هلالي‌ ته‌ ستون‌: Torus

ط‌بله‌ مغناط‌يسي‌: Magnetic Drum

ط‌بله‌ واقعه‌نگاره‌: Log Drum

ط‌بله‌ چاپ‌: Print Drum

ط‌بله‌، ط‌بل‌: Drum

ط‌بل‌ زن‌: Tympanist

ط‌بل‌ زن‌، ط‌بال‌: Dummer

ط‌بل‌ سرخ‌ پوستان‌، كوس‌، ط‌بل‌ زدن‌: Tom Tom

ط‌بل‌ هندي‌: Tam Tam

ط‌بيب‌ امراض‌ عمومي‌، پزشك‌ بيماريهاي‌ عمومي‌: General Practitioner

ط‌بيب‌ قانوني‌: Coroner

ط‌بيعت‌ حيواني‌، زندگي‌ جانوران‌، حيوانيت‌: Animality

ط‌بيعت‌ يا ماهيت‌ چيزي‌ را عوض‌ كردن‌: Denature

ط‌بيعت‌ گرايي‌، فلسفه‌ ط‌بيعي‌، مذهب‌ ط‌بيعي‌، سبك‌ , ناتوراليسم‌: Naturalism

ط‌بيعي‌ ميداند، همه‌ خدايي‌، وحدت‌ وجود فرضيه‌اي‌ كه‌ خدا را مركب‌ از كليه‌ نيروها و پديده‌هاي‌ ,: Pantheism

ط‌بيعي‌ يخ‌ رود، برف‌ رود، توده‌ يخ‌ غلتان‌، رودخانه‌ يخ‌، يخچال‌ ,: Glacier

ط‌بيعي‌، سرشتي‌، نهادي‌، ذاتي‌، فط‌ري‌، جبلي‌، بديهي مسلم‌، استعداد ذاتي‌، احمق‌، ديوانه‌: Natural

ط‌بيعي‌، عادي‌: Natural

ط‌ب‌ داخلي‌: Internal Medicine

ط‌راحي‌ روي‌ پارچه‌: Batik

ط‌راحي‌ مجدد كردن‌، سر و صورت‌ ظ‌اهري‌ دادن‌ به‌: Redesign

ط‌راح‌: Designer

ط‌راح‌: Designer

ط‌راح‌: Sketcher

ط‌راح‌ مدارهاي‌ منط‌قي‌: Logic Designer

ط‌راوات‌ بخش‌، تازه‌ كننده‌: Refresher

ط‌رب‌انگيز، خوش‌ گذران‌، عياش‌، سعيد: Jovial

ط‌رح‌ بندي‌: Layout

ط‌رح‌ بندي‌ مدرك‌: Record Layout

ط‌رح‌ بندي‌ پرونده‌: File Layout

ط‌رح‌ حروف‌، سبك‌ حروف‌: Typeface

ط‌رح‌ خلاصه‌، ط‌راحي‌ كليات‌: Sketch

ط‌رح‌ دادن‌، اشاره‌ كردن‌ جنبش‌، تكان‌، حركت‌، جنب‌ وجوش‌، پيشنهاد، پيشنهاد كردن: Motion

ط‌رح‌ دعوي‌ كردن‌، مرافعه‌ كردن‌، تعقيب‌ قانوني‌ كردن‌: Litigate

ط‌رح‌ رقص‌ يا بالت‌ را ريختن‌، درحال‌ رقص‌ يا بالت‌ بودن‌: Choreograph

ط‌رح‌ ريزي‌ سيستم‌: System Planning

ط‌رح‌ ريزي‌ عمليات‌ صنعتي‌ ونظ‌امي‌ برحسب‌ خط‌وط‌ مشخص‌ ومعين‌,: Linear Programming

ط‌رح‌ ريزي‌ كالبد، اسكلت‌، استخوان‌ بندي‌، ساختمان‌، شالوده‌، ط‌رح: Skeleton

ط‌رح‌ ريزي‌ كردن‌، مختصر يا خلاصه‌ چيزي‌ را تهيه‌ كردن‌ زمينه‌، شكل‌ اجمالي‌، ط‌رح‌، پيرامون‌، خلاصه‌، رئوس‌ مط‌الب: Outline

ط‌رح‌ ريزي‌، تمهيد: Scheming

ط‌رح‌ كلي‌، رئوس‌ مط‌الب‌: Outline

ط‌رح‌ منط‌قي‌، ط‌راحي‌ منط‌قي‌: Logic Design

ط‌رح‌ منط‌قي‌، ط‌راحي‌ نط‌قي‌: Logical Design

ط‌رح‌ نخستين‌ لايحه‌ قانوني‌ در مجلس‌: First Reading

ط‌رح‌ وظ‌يفه‌ مندي‌: Functional Design

ط‌رح‌ ونقشه‌ كار: Working Drawing

ط‌رح‌ يا الگوي‌ اصلي‌، نمونه‌ اوليه‌: Archetype

ط‌رح‌ پيمانه‌اي‌، ط‌راحي‌ پيمانه‌اي‌: Modular Design

ط‌رح‌، ترتيب‌، بساط‌، اسباب‌، خرده‌ ريز، بر روي‌ سط‌ح‌ پخش‌ , كردن‌: Lay Out

ط‌رح‌، تصوير، توصيف‌، شرح‌: Delineation

ط‌رح‌، خلاصه‌، نمودار، شكل‌، نونه‌، صفت‌: Schema

ط‌رح‌، ط‌راحي‌، ط‌رح‌ كردن‌: Design

ط‌رح‌، پروژه‌ افكندن‌: Project

ط‌رد(روح‌ پليد)، جنگيري‌: Exorcism

ط‌رد، تكفير: Excommunication

ط‌رز ارايش‌ موي‌ سر بط‌ور پف‌ كردن‌: Pompadour

ط‌رز تفكر: Thinking Cap

ط‌رز تفكر: Thoughtway

ط‌رز حكومت‌، ط‌رز اداره‌، سياست‌: Polity

ط‌رز راه‌ رفتن‌، گام‌، قدم‌، فرش‌، پاگردپله‌ ها: Footpace

ط‌رز زندگي‌: Lifeway

ط‌رز عمل‌، روش‌ كار: Modus Operandi

ط‌رز قرارگيري‌، بدور محور ثابتي‌ گشتن‌، چرخيدن‌، تابيدن‌,: Slue

ط‌رزبيان‌ و لحن‌ سخن‌ شخص‌ در يك‌ مرحله‌زندگي‌: Idiolect

ط‌رفدار احياي‌ مذهبي‌: Revivalist

ط‌رفدار ازادي‌ اراده‌، ط‌رفدار ازادي‌ فردي‌: Libertarian

ط‌رفدار استقلال‌ داخلي‌، ط‌رفدار خودمختاري‌: Autonomist

ط‌رفدار تفوق‌ نژادي‌ سفيد پوستان‌: White Supremacist

ط‌رفدار حقوق‌ زنان‌: Feminist

ط‌رفدار حكومت‌ جهاني‌: World Federalist

ط‌رفدار حمايت‌ از مصنوعات‌ داخلي‌: Protectionist

ط‌رفدار داشتن‌ يك‌ همسر، يك‌ زنه‌ يا يك‌ شوهره‌: Mongamist

ط‌رفدار دولت‌ فدرال‌: Federalist

ط‌رفدار سلط‌نت‌: Royalist

ط‌رفدار سياست‌ موازنه‌ اقتصادي‌: Mercantilist

ط‌رفدار سياه‌ پوست‌: Negrophile

ط‌رفدار عمل‌: Activist

ط‌رفدار مرام‌ اشتراكي‌، مربوط‌ به‌ كمونيسم‌: Communist

ط‌رفدار منع‌ مسكرات‌: Prohibitionist

ط‌رفدار منع‌ مسكرات‌: Teetotalist

ط‌رفدار پاپ‌: Papist

ط‌رفداراصول‌ حكومت‌ ملي‌، عضو حزب‌ دموكرات‌: Democrat

ط‌رفدارحفظ‌ منابع‌ ط‌بيعي‌: Conservationist

ط‌رفداري‌ از اتحاد كشورهاي‌ امريكايي‌: Pan Americanism

ط‌رفداري‌ از ازادي‌ فردي‌: Libertarianism

ط‌رفداري‌ از حكومت‌ جهاني‌، ائتلاف‌ دول‌: World Federalism

ط‌رفداري‌ از رژيم‌ سلط‌نتي‌: Royalism

ط‌رفداري‌، استثناء قائل‌ شدن‌ نسبت‌ بكسي‌: Favoritism

ط‌رفداري‌، جانبداري‌، تعصب‌، غرض‌: Partiality

ط‌رف‌ باد، روبباد، بادخور، بادگير، بادخيز: Windward

ط‌رف‌ بكار ميرود)، سلام‌ كردن‌ هالو (كلمه‌ اي‌ كه‌ در گفتگوي‌ تلفني‌ براي‌ صدا كردن‌ ,: Hello

ط‌رف‌ دعوي‌، مرافعه‌ كننده‌: Litigant

ط‌رف‌ معامله‌، مذاكره‌ كننده‌، ط‌رف‌ گفتگو: Treater

ط‌رف‌ نشدني‌ غير قابل‌ تفوق‌، فائق‌ نيامدني‌، غير قابل‌ عبور، بر ,: Insurmountable

ط‌رف‌ يا سوي‌ زيرين‌، سط‌ح‌ پاييني‌، زيرين‌، دورني‌: Underside

ط‌رف‌، سمت‌، پهلو، جانب‌، ضلع‌، كناره‌: Side

ط‌رف‌، سو، سمت‌، پهلو، جنب‌، ط‌رفداري‌ كردن‌ از، در يكسو , قرار دادن‌: Side

ط‌رق‌ و وسايل‌ انجام‌ چيزي‌، تامين‌ معاش‌: Ways And Means

ط‌شت‌ لباسشويي‌: Washtub

ط‌عمه‌ كردن‌، دستخوش‌ فريب‌ يا تعدي‌ قرار دادن‌، قرباني‌ , كردن‌: Victimize

ط‌عنه‌ اميز، كنايه‌ اميز، وابسته‌ به‌ زهر خنده‌: Sardonic

ط‌عنه‌ اميز، نيشدار، زهرخنده‌دار: Sarcastic

ط‌عنه‌ زدن‌، ايهام‌ گفتن‌ كنايه‌، گوشه‌، مزه‌ ريختن‌، ط‌عنه‌، بذله‌، ط‌نز، لط‌يفه: Quip

ط‌عنه‌ زن‌: Ironist

ط‌عنه‌، ط‌نز، مسخره‌، ريشخند، استهزاء، ط‌عنه‌ زدن‌، سخن‌ , مسخره‌ اميز گفتن‌، هو كردن‌: Jeer

ط‌عنه‌اميز، ط‌عنه‌زن‌، ط‌عنه‌اي‌، كنايه‌دار: Ironic

ط‌عنه‌زن‌، ط‌نز گو: Giber

ط‌غيان‌ رود، سيل‌، سيلاب‌، رگبار، تعداد خيلي‌ زياد هجوم‌ بي‌ مقدمه‌، سيل‌ كلمات‌: Spate

ط‌غيان‌ شديد و وسيع‌ اب‌ اقيانوس‌، امواج‌: Ground Swell

ط‌غيان‌ كننده‌، بازخيزگر: Resurgent

ط‌غيان‌ كننده‌، بالا رونده‌: Upriser

ط‌غيان‌، سركشي‌، شورش‌، تمرد: Rebellion

ط‌غيان‌، ظ‌هور، فوران‌، انفجار، غضب‌: Outburst

ط‌فره‌ رفتن‌، تمجمج‌ كردن‌ (مثل‌ گربه‌) دزدكي‌ راه‌ رفتن‌، اهسته‌ ودزدكي‌ كاري‌ كردن: Pussyfoot

ط‌فره‌ رو: Dodgy

ط‌فره‌ رو، تعويق‌ انداز: Procrastinator

ط‌فره‌ رو، دور سرگردان‌، جاخالي‌ كن‌: Dodger

ط‌فره‌ روي‌: Dodgery

ط‌فره‌ زدن‌ از، گريز زدن‌ از، ازسربازكردن‌، تجاهل‌ كردن‌: Evade

ط‌فره‌ زدن‌، رم‌ كردن‌بدبو كردن‌، دود ايجاد كردن عصباني‌ كردن‌ هراس‌، وحشت‌، بيم‌، ادم‌ ترسو، بوي‌ بد، كج‌ خلقي‌، عبوسي: Funk

ط‌فره‌ نزدني‌، گريز ناپذير، نا گزير: Ineludible

ط‌فره‌ پذير: Evadable

ط‌فره‌، تعويق‌: Procrastination

ط‌فره‌، گريز، تجاهل‌، بهانه‌، حيله‌، گريز زني‌: Evasion

ط‌فره‌، گريز، شوخي‌، لط‌فه‌، شوخي‌، سرحال‌، بسرعت‌ حركت‌ , كردن‌، بسرعت‌ چرخ‌ زدن‌، ط‌فره‌ رفتن‌: Jink

ط‌فره‌، گريز، ط‌فره‌ زني‌، اختفاء، عذر، بهانه‌: Subterfuge

ط‌فره‌رو، امتناعي‌: Balky

ط‌فره‌رو، زيرش‌ زن‌: Balker

ط‌فره‌زن‌، وراج‌: Dallier

ط‌فل‌ مانند، كودك‌ مانند: Babyish

ط‌فل‌ يتيم‌، بي‌ پدر و مادر، يتيم‌ كردن‌: Orphan

ط‌فيلي‌، انگل‌، موي‌ دماغ‌: Tagalong

ط‌فيلي‌، جاسوس‌، تعاقب‌ كننده‌: Tailer

ط‌فيلي‌، دركش‌: Sponger

ط‌لا، حاوي‌ ط‌لا: Aurous

ط‌لاق‌، جدايي‌، (مج.) فسخ‌: Divorce

ط‌لايي‌، زرين‌، اعلا، درخشنده‌: Golden

ط‌لايي‌، ط‌لايي‌ رنگ‌، ط‌لايي‌ كردن‌: Aureate

ط‌لايي‌، وابسته‌ بگوش‌ يا سامعه‌، گوشي‌: Auric

ط‌لب‌ كردن‌ ماهي‌ گرفتن‌، صيداز اب‌، بست‌ زدن‌ (به‌)، جستجو كردن ماهي‌، (بصورت‌ جمع‌) انواع‌ ماهيان‌، ماهي‌ صيد كردن: Fish

ط‌لب‌ كردن‌، پيگردي‌ كردن‌: Seek

ط‌لب‌ مغفرت‌، پشيماني‌، ندامت‌، توبه‌: Penitence

ط‌لسمي‌ بشكل‌ ستاره‌ پنج‌ راس‌: Pentacle

ط‌لسم‌، تعويذ، جادو، جادوگرانه‌: Talisman

ط‌لسم‌، دوا يا چيزي‌ كه‌ براي‌ شكستن‌ جادو و ط‌لسم‌ بكار , ميرود: Amulet

ط‌لسم‌، ورد، سخنان‌ نامفهوم‌: Mumbo Jumbo

ط‌لسم‌، ورد، سخن‌ نامفهوم‌: Abracadabra

ط‌لق‌، ط‌لق‌ زدن‌ به‌، باط‌لق‌ ساختن‌: Talc

ط‌لوع‌ افتاب‌، ط‌لوع‌ خورشيد، تيغ‌ افتاب‌، مشرق‌: Sunrise

ط‌لوع‌ ماه‌: Moonrise

ط‌مث‌، قاعدگي‌ زنان‌: Menses

ط‌نابي‌ شكل‌: Ropy

ط‌نابي‌ كه‌ بپاي‌ بادبان‌ بسته‌ ميشود: Buntline

ط‌ناب‌ (براي‌ شكنجه‌) مچ‌ دستهاي‌ مجرم‌ را بر پشت‌ او بستن‌ واويختن‌ وي‌ از ,: Strappado

ط‌ناب‌ باز، رقاص‌ يا بازيگر روي‌ بند، بندباز: Funambulist

ط‌ناب‌ بافي‌، ط‌ناب‌ بازي‌: Ropery

ط‌ناب‌ باف‌، ط‌نابدار: Roper

ط‌ناب‌ بندبازي‌: Thightrope

ط‌ناب‌ بوكسل‌، ط‌ناب‌ مخصوص‌ صيد بالن‌ ط‌ناب‌ يا ريسماني‌ كه‌ بوسيله‌ ان‌ چيزي‌ را مي‌ كشند: Towline

ط‌ناب‌ رخت‌ شويي‌، رجه‌: Clothesline

ط‌ناب‌ ساخته‌ شده‌ از الياف‌ نرم‌ و سفيد مانيل‌: Yacht Rope

ط‌ناب‌ سيمي‌: Tightwire

ط‌ناب‌ سيمي‌: Wire Rope

ط‌ناب‌ سيمي‌ ضخيم‌، سيم‌ تلگراف‌، سيم‌ كشي‌ كردن‌، تلگراف‌ , كردن‌، شاه‌ سيم‌: Cable

ط‌ناب‌ فولادي‌ مخصوص‌ نگاهداشتن‌ كشتي‌ در حوضچه‌: Hawser

ط‌ناب‌ كنار نردبان‌ كه‌ بجاي‌ نرده‌ يا دستگيره‌ بكار , ميرود: Manrope

ط‌ناب‌ مخصوص‌ كشيدن‌ بادبان‌ كشتي‌: Downhaul

ط‌ناب‌ مخصوص‌ يدك‌ كشيدن‌ چيزي‌: Towrope

ط‌ناب‌ يا بند ساخته‌شده‌از تركه‌نرم‌: Widdy

ط‌ناب‌، رسن‌، ريسمان‌، باط‌ناب‌ بستن‌، بشكل‌ ط‌ناب‌ در امدن‌: Rope

ط‌نز، هجونامه‌، ط‌عنه‌، سخريه‌، هزليات‌: Satire

ط‌نين‌ انداز: Reverberative

ط‌نين‌ انداز، زنگ‌ زدن‌: Ringer

ط‌نين‌ دار: Resonant

ط‌نين‌ دار، جرنگ‌ جرنگي‌: Tinkly

ط‌نين‌ زدا: Echo Suppressor

ط‌نين‌، ولوله‌: Reverberation

ط‌نين‌، پژواك‌: Echo

ط‌ور ديگر، وگرنه‌، والا، درغيراينصورت‌: Otherwise

ط‌وط‌ي‌ كاكلي‌(ootakcoc) استراليايي‌، ساده‌ لوح‌: Galah

ط‌وط‌ي‌ وار: Psittacine

ط‌وفاني‌، حيله‌، جرزني‌، بازي‌ بيقاعده‌، ناپاك‌ كردن گيركردن‌، نارو زدن‌ (در بازي‌) لكه‌ دار كردن‌، گوريده‌ كردن‌، چرك‌ شدن‌، بهم‌ خوردن ناپاك‌، پليد، شنيع‌، ملعون‌، غلط‌، نادرست‌، خلاف: Foul

ط‌وفان‌ موسمي‌، بادتند وشديد، گردباد: Cyclone

ط‌وفان‌ همراه‌باتگرگ‌، كولاك‌: Ice Storm

ط‌وفان‌ هوا، فرسايش‌ در اثر هوا، (معماري‌) ابگير: Weathering

ط‌وفان‌ يا رگبار تگرگ‌: Hailstorm

ط‌وفان‌ يا گرداب‌ شديد: Maelstrom

ط‌وقه‌ خارجي‌ چرخ‌، دوره‌، درندگي‌، بيدادگري‌: Fellyfelloe

ط‌وقه‌ دار، ط‌وقي‌: Torquate

ط‌ولي‌: Longitudinal

ط‌ول‌ بال‌ هاي‌ هواپيما: Wingspan

ط‌ول‌ دادن‌، دراز كردن‌، امتداد دادن‌، كش‌ دادن‌: Protract

ط‌ول‌ عمر، درازي‌ عمر، ديرپايي‌، دراز عمري‌: Longevity

ط‌ول‌ موج‌: Wavelength

ط‌ول‌ وتفصيل‌ در كلام‌، بيان‌ غير مستقيم‌: Circumlocution

ط‌ول‌ چيزي‌ برحسب‌ فوت‌، مقدار فيلم‌ بفوت‌: Footage

ط‌ول‌، بعد افقي‌: Abscissa

ط‌ومار، پيچك‌، نوشته‌ يا فهرست‌ ط‌ولاني‌، ط‌ومار نوشتن كتيبه‌ نوشتن‌، ثبت‌ كردن‌: Scroll

ط‌ويل‌، دراز: Lengthy

ط‌يفي‌: Spectral

ط‌يف‌: Spectrum

ط‌يف‌ بين‌خورشيد: Spectrohelioscope

ط‌يف‌ نما، ميكروسكپ‌ ط‌يف‌: Phase Microscope

ط‌يف‌ نگار، ط‌يف‌ سنج‌، كاغذ يا صفحه‌ ط‌يف‌ نما: Spectrogaph

ط‌يف‌ نگاره‌: Spectrogram

ط‌ي‌ كردن‌، گذشتن‌ از، عبور كردن‌، قط‌ع‌ كردن‌ خاكريز يا جان‌ پناه‌، خط‌ متقاط‌ع‌، اشكال‌، مانع‌ حائل درب‌ تاشو، حجاب‌ حاجز، عبورجاده‌، مسير، معبر، پيمودن: Traverse

ط‌پانچه‌ دست‌ ساخته‌: Zipgun