لغتنامه

حرف‌ بيست‌ و چهارم‌ الفباي‌ انگليسي‌: X

نمودارx: X Chart

تشعشع‌ اشعه‌ مجهول‌: X Radiation

اشعه‌ مجهول‌، اشعه‌ ايكس‌، با اشعه‌ ايكس‌ امتحان‌ كردن عكسبرداري‌ با اشعه‌ ايكس‌: X Ray

(ط‌ب‌) درمان‌ با اشعه‌ مجهول‌: X Ray Therapy

نظريه X (مديريت اقتدارگرا): X Theory (or authoritative) Management

طبق نظريه X ، افراد از كار متنفرند، در صورت امكان از آن دوري مي‌كنند و در نتيجه بايد براي انجام كار آن‌ها را با تهديد يا رشوه تحريك كرد.

نظريه X (مديريت اقتدارگرا): X Theory (Or Authoritative) Management

طبق نظريه X ، افراد از كار متنفرند، در صورت امكان از آن دوري مي‌كنند و در نتيجه بايد براي انجام كار آن‌ها را با تهديد يا رشوه تحريك كرد.

محور ايكس: X-Axis

فرستنده - خاموش: X-off

فرستنده- روشن: X-on

پرتو ایکس : X-Ray

  اين اصطلاح به بازنگريِ عميقِ شرايط و وضعيت‌ها ارجاع دارد تا از اين طريق، علّت‌هاي اساسي و زيرين مشخص گردد. سيستم‌ها، فرايندها و منابع چندگانه ممکن است در فرايندِ تشخيص عيب‌ها مشارکت داشته باشند. ارزيابيهايي که ملاحظات مالي را درنظر ميگيرند و قصد دارند به تخلفات بپردازند ممکن است از اين راه‌کارها استفاده نمايند.

پرتوهاي مجهول: X-rays

Light rays, excited usually by the impact of cathode rays on matter, which have wave lengths between about 10-6 cm, and 10-9 cm; also written X-rays, same as Roentgen rays.: X-RAYS

نسخه برداري با عكس: X-Xerography

مايل‌ به‌ زردي‌، گزانتيك‌، صفراوي‌: Xanthic

گزانتين‌، ماده‌ رنگي‌ روناس‌ و گل‌ زرد: Xanthin

(eppitnax) زن‌ سقراط‌، (مج.) زن‌ ستيزه‌جو، زن‌ غوغايي‌: Xanthippe

شخص‌ بور و سفيد پوست‌، شخص‌ مو زرد و سفيد پوست‌: Xanthochroid

(ط‌ب‌) وجود لكه‌هاي‌ زرد غير منظ‌م‌ در زير پوست‌: Xanthoma

(eppihtnax) زن‌ سقراط‌، (مج.) زن‌ ستيزه‌جو، زن‌ غوغايي‌: Xantippe

دفع بيگانگان- اخراج بيگانگان: Xenelasia

(زيست‌ سناسي‌) ناجوري‌، جورواجوري‌، خلق‌ ناگهاني‌: Xenogenesis

(ش‌.) گزنون‌، نوعي‌ گاز بي‌اثر: Xenon

بيگانه‌ دوست‌، بيگانه‌ پرست‌، اجنبي‌ پرست‌: Xenophile

بيگانه پرست: Xenophobe

دشمن‌ بيگانه‌، بيگانه‌ترس‌: Xenophobe

(حق.) بيگانه‌ ترسي‌، بيم‌ از بيگانه‌: Xenophobia

همزيست‌ با بيگانه‌: Xenoplastic

(yihpargorex) عكس‌ برداري‌ وكپي‌ برداري‌ ازترسيمات‌ , بوسيله‌اثرنور برروي‌ كاغذ و غيره‌: Xerographic

(cihpargorex) عكس‌ برداري‌ وكپي‌ برداري‌ ازترسيمات‌ , بوسيله‌اثرنور برروي‌ كاغذ و غيره‌: Xerography

(suolihporex) قابل‌ زيست‌ در محيط‌ هاي‌ خشك‌، خشك‌ زي‌: Xerophile

(elihporex) قابل‌ زيست‌ در محيط‌ هاي‌ خشك‌، خشك‌ زي‌: Xerophilous

(ط‌ب‌) خشك‌ و غير شفاف‌ شدن‌ ملتحمه‌ چشم‌، رمد چشم‌، مرضي‌ , در اثر كمبود ويتامين‌ A: Xerophthalmia

(گ.ش‌.) گياه‌ زيست‌ كننده‌ در نواحي‌ خشك‌ و بي‌ اب‌: Xerophyte

خشك‌ و گرم‌: Xerothermic

(samtsirhc=) كريسمس‌: Xmas

نگارش‌ روي‌ چوپ‌، منبت‌ كاري‌ روي‌ چوب‌: Xylograph

منبت‌ كاري‌ روي‌ چوب‌: Xylography

چوب‌ خوار: Xylophagous

(ج‌.ش‌.) بوجودامده‌از چوب‌ (گ‌.ش‌.) ريشه‌كننده‌ روي‌ چوب‌ (مانند بعضي‌از قارچها): Xylophilous

(مو.) زيلوفون‌، سنتور چوبي‌: Xylophone

(ش‌.) گسيلور، قند متبلور و غير قابل‌ تخمير: Xylose

وابسته‌ به‌ چوب‌ بري‌: Xylotomic

قابليت‌ برش‌ چوب‌، داراي‌ قابليت‌ تخريب‌ چوب‌: Xylotomous

(گ‌.ش‌.) برش‌ چوب‌، برش‌ دادن‌ چوب‌ بصورت‌ ورقه‌ نازكي‌ , براي‌ ازمايش‌ ميكروسكپي‌: Xylotomy